بعد از اینکه از مسافرت مشهد برگشتیم تصمیم گرفتیم پارمیس خانم رو عقیقه کنیم هم برای سلامیش گسفندی قربونی کرده باشیم و هم برای چشم هاش که ایشالا زودتر خوب شن.
قرار بر این شد که 14 آبان مراسمش رو بگیریم.
تو خونه مامانم مراسم برگزار شد .
کل هفته رو کار داشتیم اول رفتیم قصابی برای گوسفند که خودش روز چهارشنبه ظهر اومد و قروبنیش کرد و گوشتهاش رو جدا کرد و استخونهاش هم زحمت خاله مریم شد بلغور پخت و هم خودشون خوردن و هم به بیرون دادن و بعد هم استخوناهاش رو چال کردن وقتی گوسفند رو بردیم خونه مامانم قربونی کنیم پارمیس و غزل چنان ذوقی کرده بودن و بع بعی می گفتن که ادم ذوق می کرد موقع سر بریدنش اون دو تا
برچسب: عقیقه,
نویسنده: نگار رحمانی