خرید بک لینک
بعد از اینکه از مسافرت مشهد برگشتیم تصمیم گرفتیم پارمیس خانم رو عقیقه کنیم هم برای سلامیش گسفندی قربونی کرده باشیم و هم برای چشم هاش که ایشالا زودتر خوب شن. قرار بر این شد که 14 آبان مراسمش رو بگیریم. تو خونه مامانم مراسم برگزار شد . کل هفته رو کار داشتیم اول رفتیم قصابی برای گوسفند که خودش روز چهارشنبه ظهر اومد و قروبنیش کرد و گوشتهاش رو جدا کرد و استخونهاش هم زحمت خاله مریم شد بلغور پخت و هم خودشون خوردن و هم به بیرون دادن و بعد هم استخوناهاش رو چال کردن وقتی گوسفند رو بردیم خونه مامانم قربونی کنیم پارمیس و غزل چنان ذوقی کرده بودن و بع بعی می گفتن که ادم ذوق می کرد موقع سر بریدنش اون دو تا

برچسب: عقیقه, نویسنده: نگار رحمانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:33

صفحه بندی